حسين مير حيدر
228
معارف گياهى ( فارسى )
كاهش فشار خون و انواعى ديگر از بيمارىها مؤثر باشد . گزنه قبل از اينكه از نظر خواص درمانى مورد توجه قرار گيرد ، در روزگاران كهن براى بافتن پارچه كاربرد داشته است . باستانشناسان در گورستانهايى در دانمارك مربوط به عهد برونز اجسادى را ملاحظه كردهاند كه كفنهاى آنها از الياف گزنه بافته شده است . در رومان بىنوايان ويكتور هوگو پارچههاى بافته شده از گزنه را در رديف كانوا « 1 » نام مىبرد . در جنگ جهانى اول كه توليد پنبه رو به كاهش گذارده بود ، پارچههاى بافته شده از گزنه جاى پارچههاى پنبهاى را گرفته بود . مصارف درمانى گزنه نيز جديد نيست و از روزگاران كهن آغاز شده است . در اوايل قرن سوم قبل از ميلاد ، سقراط ، عصارهء گزنه را به صورت مصارف خارجى براى درمان مارگزيدگى و عقرب گزيدگى و به صورت خوردنى به عنوان ترياق رفع مسموميتهايى كه در اثر گياهان سمّى نظير شوكران و بنگدانه « 2 » ايجاد شده ، توصيه مىنمود . سربازان رومى در شرايط سرماى سخت براى گرم شدن ، ساقههاى گزنه را به بدن خود مثل شلّاق مىزدند و اين روش جلب خون براى گرم شدن را Urtication ناميدند كه هنوز هم در درمان برخى انواع روماتيسم و دردهاى مفاصل و نقرس مرسوم است . كارشناسان گياهدرمانى اروپا در روزگاران كهن دمكردهء گزنه را براى درمان سرفه و سل و از دود كردن برگهاى خشك آن براى تسكين آسم استفاده مىكردند ، روشى كه هنوز هم متداول است . بعلاوه گزنه را براى درمان بيمارىهاى ناشى از كمبود ويتامين و قطع خونريزى بخصوص قطع خونريزى از بينى تجويز مىكردند . ضمنا عصارهء گزنه شهرتى در مورد تحريك رويش مو پيدا كرد و در قرن نوزدهم به صورت يكى از اجزاء اصلى تركيبات دارويى تجارتى براى رشد موى سر مصرف مىشد . كارشناسان معروف گياهدرمان انگليسى در قرن هفدهم Nicholas Culpeper كليه خواص گزنه را كه قبل از او توصيه شده بود ، تأييد مىكرد و يك خاصيت جديد نيز به آن اضافه نمود و آن اين بود كه جوشانده برگهاى گزنه در سركه بهطور محسوسى براى تحريك افزايش عادت ماهيانه مؤثر است . زنان سرخپوست امريكايى معتقدند كه خوردن دم كردهء برگهاى گزنه در دوران باردارى موجب استحكام استخوانبندى ، تقويت جنين و تسهيل زايمان مىشود . بعلاوه آن را براى قطع خونريزىهاى رحمى پس از زايمان نيز
--> ( 1 ) . Canvas كرباسهاى بافته شده از الياف گياهى نظير گزنه . ( 2 ) . شرح خواص و مشخصات شوكران و بنگدانه در جلد پنجم آمده است .